تبلیغات
باپیک - مطالب مرداد 1396
باپیک

داروخانه

سه شنبه 31 مرداد 1396

نویسنده: امید جهانشاهی |

رفتم داروخانه عصا بگیرم . مرده میگه: عصا واسه راه رفتن می خوای . میگم: پ ن پ حضرت موسی آموزش تبدیل عصا به اژدها گذاشته می خوام برم کلاس

منو از داروخانه پرت کرد بیرون بیشعور 

نظرات() 

دل درد

سه شنبه 31 مرداد 1396

نویسنده: امید جهانشاهی |

به داداشم گفتم دلم درد میکنه چیکا کنم؟!!
گفت برو تو دستشویی دست بنداز ته گلوت...
گفتم واسه چی؟واسه اینکه بالا بیارم؟؟
.
.
گفت پ ن پ واسه اینکه ب*ر*ی*ن*ی
یعنی نابود شدما:|| 




..........................................................



دیروز رفته بودم گوشی فروشی گفتم گلکسیA5 دارین؟
گفت گوشیه؟
گفتم پ ن پ چاه باز کن توالته
طرف پنج شیش تا GLX کرد تو حلقم بعد انداختم بیرون
ملت چقدر بی اعصاب شدن   

نظرات() 

دزد!!!

سه شنبه 31 مرداد 1396

نویسنده: امید جهانشاهی |

سلام ...آقا دیشب بلند شدم رفتم دستشویی توی حیاط عباس خواب خواب بود ولی باهر صدای کوچیکی از خواب بیدار میشه واسه همین آروم رفتم چراغ هم روشن نکردم وقتی که برگشتم آروم داشتم درو میبستم که یهو عباس گفت دم در بده بیا تو منم فکر کردم داره خواب میبینه آروم حرکت کردم که یهویی داد زد مریم دزد پاشو دزد زنگ بزن پلیس منم که انگاری بهم شوک وارد شدهداد زدم دزد بگیرش عباس کجاس دوید سمت من من رفتم سراغ کلید برق اونم دنبالم داشت داد میزد مرتیکه عوضی وایسا ببینم منم نمیدونستم چیکار کنم کیلد رو زدم تا عباس منو دید گفت پس دزده کو منم که تازه دو هزاریم افتاده بود گفتم من رفته بودم دستشویی همین دزدی نبود ترسوندیم ساعت سه نصف شب دزد کجا بود اونم که تازه فهمیده بود جریان چیه عین دیوونه ها داشت میخندید گفتم چته گفت اگه یه ثانیه دیگه کلید برق رو نمیزدی گرفته بودمت زیر مشت و لگد
من :-0
عباس :-)
دزده بیچاره که نبود :-( 

نظرات() 

مهربانی...

سه شنبه 31 مرداد 1396

نویسنده: امید جهانشاهی |

عاقــــآ بندهــ بعد از قرن ها اومدم با داداشم مهربون باشمـ.حالا داداشم دراکولا دهه نودیه.بهش میگم داداش گلم بیا ببرمت پارک.بهم یه نگاه اندر خودت خری بهم انداخته میگه فک نکن نمیدونم میخوای ببری نفله ام کنیا!حالا من کف کرده بودم گفتم خو باشه نیا.بعد دوباره صدام کرده میگه سوگل تو از من بدت میاد؟بهش میگم چرا میگه تو بگو میگم آره ازت بدم میاد حالا چرا پرسیدی بهم میگه خواستم بدونم اگه از من خوشت نمیاد به بابا بگم بُکُشت.

من@ـــــ@
سیتوپلاسم *_*
داداشم :)

نظرات() 

نوستالژی

سه شنبه 31 مرداد 1396

نویسنده: امید جهانشاهی |

یادش بخیر بچگیا
وسطی بازی کردن تو کوچه تا لنگ ظهر
بچه ک بودیم مث الان ک نبود...اوج کل کلامون با پسرای محل تو چن جمله خلاصه میشد:
دخترا شیرن مث شمشیرن..پسرا موشن مث خرگوشن
پسرا پنیرن دس میزنی میمیرن
پسرا بادکنکن دس میزنی میترکن
اونام برعکس این جملاتو واسه ما میخوندن :)
اوج خرکیف شدنمون وقتی بود ک فامیل دور هم جم میشدیم و فوتبال نود و هشت بازی میکردیم با پلی استیشن پسر خالم...
همون فوتبال کم کیفیت ک الان هیچ بچه دهه هشتادی زیر بارش نمیره واسه ما بچگیه...خاطرس...
اونوقتا ک ایفون تصویری و اینا نبود زنگ در همسایه ها رو میزدیم و با تموم سرعت در میرفتیم...چه هیجانی داشت.
ولی وای ب حال وقتی ک مچمونو میگرفتن اوضاعمون میشد مث دامب تو سریع و خشن 7 

نظرات() 

بچگی ها...

سه شنبه 31 مرداد 1396

نویسنده: امید جهانشاهی |

بچه که بودم بعضی وقتا خودمو میزدم به خواب که کسی باهام کاری نداشته باشه
بابام میگفت ادم اگه خواب باشه یکی از پاهاشو میبره بالا:|
.
.
.
.
.
.
به همین برکت قسم پامو میبردم بالا
ولی نمیدونم چرا همیشه میفهمید بیدارم
به نظرتون از کجا میفهمیده؟( ? _ ؟ ) 

نظرات() 

رفیق

سه شنبه 31 مرداد 1396

نویسنده: امید جهانشاهی |

بچه بودم یه رفیق داشتم, میرفتم خونشون بازی میکردیم هروقت خسته می‌شد و می‌خواست من برم پا می‌شد اسباب بازیاشو جمع می‌کرد و زل می‌زد بهم =))))
لامصب مادر دموکراسی بود =))) 

نظرات() 

امیر عباس

چهارشنبه 25 مرداد 1396

نویسنده: امید جهانشاهی |

امیر عباس ..... یک دانشجوی خارجی که برای ادامه تحصیل به سوئیس رفته می نویسد: در زمان تحصیل، نزدیک دانشگاه یک خانه اجاره کردم. صاحبخانه یک خانم 67 ساله بود که با شغل معلمی بازنشست شده بود. طرح های بازنشستگی در سوئیس آنقدر قوی هستند که بازنشستگان هیچ نگرانی برای خورد و خوراک ندارند.
به این جهت؛ یک روز از اینکه متوجه شدم او کار پیدا کرده متعجب شدم! مراقبت از یک پیرمرد 87 ساله!
از او پرسیدم آیا برای نیاز به پول این کار را می کند، پاسخش من را متحیر کرد! من برای پول کار نمی کنم، بلکه “زمان” خودم را در “بانک زمان” سپرده می کنم تا در زمانی که (مثل این پیرمرد) توان حرکت ندارم، آنرا از بانک بیرون بکشم!

این اولین بار بود که درباره مفهوم “بانک زمان” می شنیدم! وقتی بیشتر درباره آن تحقیق کردم، متوجه شدم “بانک زمان” یک طرح بازنشستگی برای مراقبت از سالمندان است که توسط وزارت تامین اجتماعی فدرال سوئیس تدوین و توسعه داده شده است.
داوطلبان، زمان مراقبت از سالمندان را در حساب شخصی شان در “سیستم امنیت اجتماعی” پس انداز کرده تا وقتی خود؛ پیر ناتوان شدند یا نیاز به مراقبت داشته باشند، از آن برداشت کنند!
طبق قرارداد؛ یک سال بعد از انقضای خدمات متقاضی (سپرده گذاری زمان)، بانک زمان میزان ساعات خدمات را محاسبه کرده و به او یک “کارت بانک زمان” می دهد! وقتی او هم نیاز به کمک یک نفر دیگر دارد، می تواند با استفاده از آن کارت؛ “زمان و بهره” آنرا برداشت کند. بعد از تایید، بانک زمان داوطلبانی را برای مراقبت از او در بیمارستان و یا منزل تعیین می کند!
در ضمن، متقاضیان سپرده گذاری “زمان”، باید سالم و تندرست، دارای مهارت های ارتباطی خوب و پر از عشق و علاقه به همنوعان باشند!

صاحبخانه ام هفته ای دو بار برای مراقبت از پیرمرد سرکار می رفت و هر بار هم دو ساعت وقت برای خرید، تمیز کردن اتاق، آفتاب گرفتن پیرمرد و گپ زدن با او سرمایه گذاری می کرد!
اتفاقا یک روز دانشگاه بودم که تماس گرفت و گفت در حالی که شیشه اتاق منزل خودش را تمیز می کرده از چهارپایه افتاده! من فورا مرخصی گرفتم و او را به بیمارستان رساندم. مچ پای او شکسته بود و برای مدتی نیاز داشت روی تخت بماند. داشتم کارهای تقاضا برای مرخصی جهت مراقبت خانگی را انجام می دادم که به من گفت جای نگرانی نیست چرا که برای برداشت از بانک زمان درخواست داده است!
ظرف کمتر از دو ساعت بانک زمان یک داوطلب فرستاد که به مدت یک ماه هر روز با گپ زدن و پختن غذاهای لذیذ از او مراقبت می کرد.
او به محض بهبودی، دوباره مشغول کار مراقبت از دیگران شد و گفت که می خواهد برای روزهای پیری زمان سپرده گذاری کند!

باورم نمی شد...

این اولین درک من از تفاوت جهان اول و جهان سوم بود.. 

نظرات() 

خواب

چهارشنبه 25 مرداد 1396

نویسنده: امید جهانشاهی |

ویلیام توی خواب انگار این موضوع رو دیده بود خودشم دقیق نمی دونست شایدم تو بیداری بهش الهام شده بود در هر صورت اون میدونست تا روزی تو این دنیا زنده است و نفس می‌کشه که صاحب هیچ فرزندی نشه...اون حتی بعضی وقتا اینقدر به این موضوع فکر می‌کرد که از نظر بقیه شده بود یه پسر حواس پرت و بی انضباط
یه روزی مثل روزای دیگه ویلیام تو راه دانشگاه یه دختر زیبا رو و جذاب رو دید ،درست دیده اون دختر همون کاترین کوچولو دختر همسایه بود که الان بعد از مدت ها دوری از محل زندگیش،شده بود یه خانم کامل از هر لحاظ
خلاصه کنم ویلیام قصه ما یک دل نه صد دل عاشق و دلباخته کاترین شد،اون تصمیم خودشو گرفت،،،بله ویلیام اون خواب و رویا رو فراموش کرد و ترجیح داد که شانس خودشو برای بدست اوردن کاترین امتحان کنه.
بعد از هشت ماه از اون روز طلایی برای ویلیام،،،کاترین شده بود بهترین دوست و همراهش و راستش اونا چند وقتی بود که وارد رابطه ی نزدیکی از هر نظر شده بودن
چند هفته ای بود که کاترین متوجه تغییراتی تو حالش شده بود و اون داشت به این نتیجه می‌رسید که احتمالا داره مادر میشه و به این فکر می‌کرد که واکنش ویلیام بعد از شنیدن این خبر چی می تونه؟!
ویلیام قصه ما اما بعد از شنیدن این خبر نه تنها خوشحال نشد بلکه یاد خواب و رویا ی قدیمیش افتاد و از کاترین خواست که برای سقط جنین اقدام کنن چون ویلیام در صورتی با کاترین ادامه میداد که هیچ بچه ای حداقل فعلا در کار نباشه،کاترین اما نه دلش میومد بچه رو از دست بده نه ویلیام رو
اما با اصرار هر روزه ویلیام اون تسلیم خواسته ی ویلیام شد و قصد سقط بچه رو کرد
اونا برای روز چهارشنبه ساعت ده صبح وقت دکتر داشتن،ویلیام و کاترین راهی مطب دکتر شدن تا به موقع و سر ساعت به اونجا برسن
نزدیکای مطب بودن که ماشین یهو و بدون دلیل از کار افتاد و ویلیام مجبور شد پیاده بشه و یه نگاهی به ماشین بندازه
پیاده شدن از ماشین همانا و تصادف ویلیام با یه موتور سوار همان
بله ویلیام قصه ما تو اون تصادف جونشو از دست داد و کاترینم بعد از کلی غم و قصه تصمیم گرفت بچه رو نگه داره،هه راستش شاید اگه ویلیام قصد جون بچه رو نکرده بود الان زنده و بودو داشت به رویای ترسناکش می خندید. 

نظرات() 

تصاویر نقاشی سه بعدی روی قهوه

سه شنبه 24 مرداد 1396

نویسنده: امید جهانشاهی |

نقاشی سه بعدی زیبا روی قهوه +تصاویر

مجموعه : تصاویر گوناگون

نقاشی روی قهوه در سال های اخیر بسیار پرطرفدار شده است به طوری که بسیاری از هنرمندان زمان خود را صرف این نقاشی ها می کنند. آن ها با استفاده از شیر یخ زده و البته تکنیک های خاص این نقاشی ها را می کشند.

"کوهی ماتسونو" یکی از هنرمندانی است که عرصه نقاشی های روی قهوه را دگرگون کرده است و حالا سبکی جدید را قصد دارد وارد این کار کند. او این روزها می تواند روی قهوه های خود نقاشی های سه بعدی بسازد.

0.685702001378235995 jazzaab ir  نقاشی سه بعدی زیبا روی قهوه +تصاویر

 

این هنرمند این روزها در یک رستوران مشغول به کار شده است و با کشیدن نقاشی های سه بعدی روی قهوه مشتریان را شگفت زده می کند همچنین از این راه زندگی خود را نیز می گذراند.  او توانایی ساخت اشکال و منظره و صورت های مختلف را به صورت سه بعدی دارد.

این هنرمند تا به حال از راز کار خود با کسی سخن نگفته است و معمولا سعی بر آن دارد تا روزانه یک شکل جدید را به کار خود اضافه کند. این هنرمند ژاپنی در جشنواره های تزئین خوراکی نیز مقام هایی را بدست آورده است. 

 

0.788396001378235995 jazzaab ir  نقاشی سه بعدی زیبا روی قهوه +تصاویر

 

0.839042001378235995 jazzaab ir  نقاشی سه بعدی زیبا روی قهوه +تصاویر

 

0.889140001378235995 jazzaab ir  نقاشی سه بعدی زیبا روی قهوه +تصاویر

 

0.944032001378235995 jazzaab ir  نقاشی سه بعدی زیبا روی قهوه +تصاویر

 

0.055069001378235996 jazzaab ir  نقاشی سه بعدی زیبا روی قهوه +تصاویر

 

0.117303001378235996 jazzaab ir  نقاشی سه بعدی زیبا روی قهوه +تصاویر

 

منبع:yjc.ir

 

 

عضویت در تلگرام جذاب

نظرات() 

عکس طنز

سه شنبه 24 مرداد 1396

نویسنده: امید جهانشاهی |

عکس های طنز و سوژه های خفن خنده دار (275)

مجموعه : گالری عکس های خنده دار
عکس های طنز و سوژه های خفن خنده دار (275)

عکس های طنز و سوژه های خفن خنده دار «275»

برترین و داغ ترین تصویر های طنز از سوژه های داغ شبکه های مجازی را برایتان از سراسر ایران جمع آوری کرده ایم که واقعا طنز و دیدنی میباشند. 

عکس های طنز و سوژه های خفن خنده دار (275)

عکس های طنز و سوژه های خفن خنده دار (275)

عکس های خنده دار

عکس های طنز و سوژه های خفن خنده دار (275)

عکس های طنز و سوژه های خفن خنده دار (275)

عکس های طنز و سوژه های خفن خنده دار (275)

عکسهای خنده دار دیدنی

عکس های طنز و سوژه های خفن خنده دار (275)

عکس های طنز و سوژه های خفن خنده دار (275)

عکس های طنز و سوژه های خفن خنده دار (275)

تصاویر طنز جدید

عکس های طنز و سوژه های خفن خنده دار (275)

عکس های طنز و سوژه های خفن خنده دار (275)

تصاویر طنز جالب

عکس های طنز و سوژه های خفن خنده دار (275)

عکس های دیدنی طنز

عکس های طنز و سوژه های خفن خنده دار (275)

عکس های خفن طنز و خنده دار

عکس های طنز و سوژه های خفن خنده دار (275)

عکس های طنز و خنده دار ایرانی

عکس های طنز و سوژه های خفن خنده دار (275)

عکس خنده دار ایرانی

منبع پارس ناز

نظرات() 

شعبده بازی های زاک+ویدیو

دوشنبه 2 مرداد 1396

نویسنده: امید جهانشاهی |

نظرات() 

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خرید لوازم دیجیتال|خرید ساعت مچی |خرید تیشرت |خرید تی شرت | خرید پوشاک |خرید لوازم جانبی موبایل| خرید لوازم جانبی خودرو| خرید چراغ قوه ||چراغ قوه | خرید ساعت مچی | ساعت مچی |خرید پاوربانک| خرید شارژر موبایل